تبليغاتX
ُSoltaN - شعر
عشق کثیف

دوست دارم که.....

يه اتاقي باشه گرمه گرم ... روشنه روشن ... تو باشي، منم باشم ... کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد... تو منو بغلم کني که نترسم ...که سردم نشه ...که نلرزم ... اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار ... پاهاتم دراز کردي ... منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم ... با پاهات محکم منو گرفتي ... دو تا دستتم دورم حلقه کردي ... بهت مي‌گم چشماتو مي‌بندي؟ ميگي آره! بعد چشماتو مي‌بندي ... بهت مي‌گم برام قصه مي‌گي تو گوشم؟ مي‌گي آره! بعد شروع مي‌کني آروم آروم تو گوشم قصه گفتن ... يه عالمه قصة طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي‌شن ... مي‌دوني؟ مي‌خوام رگ بزنم ... رگ خودمو ... مچ دست چپمو ... يه حرکت سريع ... يه ضربه عميق ... بلدي که؟ ولي تو که نمي‌دوني مي‌خوام رگمو بزنم ... تو چشماتو بستي ... نمي‌دوني من تيغ رو از جيبم در ميارم ... نمي‌بيني که سريع مي برم ... نمي‌بيني خون فواره مي‌زنه ... رو سنگاي سفيد ... نمي‌بيني که دستم مي‌سوزه و لبم رو گاز مي‌گيرم که نگم آااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني ... تو داري قصه مي‌گي.. من شلوارک پامه ... دستمو مي‌ذارم رو زانوم ... خون مياد از دستم مي‌ريزه رو زانوم و از زانوم مي‌ريزه رو سنگا ... قشنگه مسير حرکتش! قشنگه رنگ قرمزش ... حيف که چشمات بسته است و نمي‌توني ببيني ... تو بغلم کردي ... مي‌بيني که سرد شدم ... محکمتر بغلم مي‌کني که گرم بشم ... مي‌بيني نامنظم نفس مي‌کشم ... تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت! مي‌بيني هر چي محکمتر بغلم مي‌کني سردتر ميشم ... مي‌بيني ديگه نفس نمي‌کشم ... چشماتو باز مي‌کني مي‌بيني من مردم ... مي‌دوني؟

من مي‌ترسيدم خودمو بکشم! از سرد شدن ... از تنهايي مردن ... از خون ديدن ... وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم ... مردن خوب بود، آرومِ آروم ... گريه نکن ديگه! ... من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم دلم مي‌گيره‌ها ! بعدش تو همون جوري وسط گريه‌هات بخندي ... گريه نکن ديگه خب؟ دلم مي‌شکنه... دلِ روح نازکه ... نشکنش خب...؟


                  زندگی هیچ نیست........

تورا مي برند و تو لبخند مي زني
تو را با تمام غمهايت
غم هايي كه من مي شناختم و دوست مي داشتم
زندگي هيچ نيست ,اندوخته بي دوام لحظه هاست
دست تورا كه پر از بذر آرزوست به دست ديگري مي دهند و

 تو لبخند مي زني
زندگي هيچ نيست

دست از لحظه ها تهيست

تو خواهي گريست, يك لحظه ,يك شب ,يك روز
به آنجا كه هيچ نيست نگاه ميكني و
سپس خواهي گريست
آرام. آرام وعميق.عميق........ 


تلافی

گفته بودم يه روز بهت تلافي در ميارم

تلافيم اينه عزيزم كاري باهات ندارم

غروب عشقمون برام چه با شكوه  و خوبه

براي من تولده  براي تو غروبه

از اين به بعد اسمه مارو جدا جدا ميارن

اخه حسابه دو غريبه رو سوا ميذارن

مي توني هر جا بشيني بگي كه بر مي گردم

اصلا خودت يه روز مياي مي گي كه توبه كردم

اون روزا كه چشمهاي من چشمه گريه بودن

داشتن براي اين روزا ترانه مي سرودن

گفته بودم اخره كار تلافي در ميارم


بخند

 

ادمك اخر دنياست بخند
ادمك مرگ همين جاست بخند
دست خطي كه تو را عاشق كرد
شوخيه كاغذيه ماست بخند
ادمك خر نشوي گريه كني
كل دنيا يه سراب بخند
ان خدايي كه بزرگش خواندي
به خدا مثله تو تنهاست بخند

ادمك تنها نشين پرواز كن
عشق را از جهان اغاز كن
ادمك اسمان در بر گير
مرگ در كمين است
دفتر عشق را دوباره باز كن
ادمك تنهايي سخته بخدا
دل من ميگيره اينجا بخدا
ادمك دلم برات تنگ شده است
ادمك قدر تورو دارم بخدا

فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گريه چه زيباست، بخند
تازه انگار که فرداست ، بخند
راستي آنچه به يادت داديم
پر زدن نيست که درجاست ، بخند
آدمک نغمه ي آغاز نخوان
به خدا آخر دنياست ، بخند


ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

دایم گل این بستان شاداب نمی​ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

دیشب گله زلفش با باد همی​کردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی

صد باد صبا این جا با سلسله می​رقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی

ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی

ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی

فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی

زین دایره مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی

حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد
شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی


دلم مي خواد بارون بياد

دلم مي خواد بارون بياد شيشه ي شب رو پاك كنه
ديو سياه غصه رو تو قطره هايش هلاك كنه
دلم مي خواد بارون بياد ‚ ناودون رو نو نوار كنه
كلاغ پير خونه رو چلچله ي بهار كنه
دلم مي خواد بارون بياد تا تو رو همراهش بياره
دستاي نازنينت رو تو دستاي من بذاره
وقتي بارون مي زنه دلم مي خواد چتر تو واشه
اين كوچه بازم پر از صداي پاي ما شه
وقتي بارون مي زنه دلم مي خواد كه سرپناهم
سقف آبي روسري خيس تو باشه
دلم ميخواد با همدگيه برگاي باغ رو بشماريم
تو دل هر خط خبر چهل كلاغ رو بشماريم
دلم مي خواد كه خطاي صورت آينه كم بشه
سر زدن ترانه ها دوباره دم به دم بشه
دلم نمي خواد پل ما نامه ي پنهوني بشه
مي خوام هواي كوچه مون دوباره باروني بشه
وقتي بارون مي زنه دلم ميخواد چتر تو واشه
اين كوچه بازم پر از صداي پاي ما شه
وقتي بارون مي زنه دلم مي خواد كه سرپناهم
سقف آبي روسري خيس تو باشه

 


    

الو سلام منزل خداست؟

اين منم مزاحمي که آشناست

هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز

پشت خط در انتظار يک صداست

شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است

به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟

الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب

سيم هاست؟

چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟

خوب و صاف و واضح و رساست؟

اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم

شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست ...

  


از ياد رفته

 

من ديروز رفتم خداحافظي براي اينكه ديگر نميتوانستم ببينمت و نمي بينمت، تو كه نميداني چه در سر من ميگذرد و دنبال چه تفكري هستم؟ تو ميتواني همچنان در برج عاج نشسته باشي و از بالا به من بنگري، حالا چه اتفاقي افتاده نميدانم اما هميشه به همين شكل بوده و خواهد بود، اين رسم دوران ماست و نميتوان آنچه را كه به نام تقدير ميشناسيم، تغيير دهيم، تغيير سخت است البته از تو هم نميتوان انتظار داشت چون تمام شالوده ي فكري تو از اين نشات گرفته كه مانند اطرافيانت رفتار كني چون تنها رفتار آنان را ديده ايي و الگوي تو بوده اند، من از تو انتظاري ندارم، تو خيلي پر رو شده ايي مثلا كه چي اين همه مزخرفات بهم ميبافي، خسته نشدي؟ من ميتوانم تصميم بگيرم كه تو باشي يا نباشي، اگر خواستي و توانستي تو هم تصميم بگير كه باشم يا نباشم، آيا اين امكان حق حيات دارد؟ تو را نميتوان شناخت، تشخيص رفتار تو خيلي سخته، تمام اين ايرادات از عدم شناخت ناشي ميشود، اگر بگويم دوستت دارم مشكلت بر طرف ميگردد؟ آيا ميتوان روي تو و اخلاقت حسابي باز كرد؟ من دارم براي هميشه ميروم، براي هميشه، كجا براي هميشه؟ جايي كه تو نباشي و بتوان از تو فاصله گرفت، ميداني كه من ديگر علاقه اي به ديدار با تو ندارم، بازي تمام شده است و بايد از پشت ميز قمار بلند شد، من هم هيچ اشتياقي براي ملاقات با تو ندارم، تو فكر ميكني كجا نشسته ايي؟ برج عاج، فكر ميكني، رابطه اي كه انتهايش از ابتدايش معلوم و مشهود باشد، نيازي به هوشمندي ندارد، تو كل رفتارهايت نامناسب است، از هر كي ميخواهي بپرسي بپرس، كافي است كه به تو لبخند زد، زود فاميل ميشوي، خيلي زود، من بايد دم ترا مي چيدم، معلوم نبود چه بلايي ميخواهي سرم بياوري، تو هنوز در مرحله شناخت قرار داري، مرا نشناخته ايي؟ تو مرا از دست دادي، من چيزي از تو حاصلم نميشد، هيچي، حالا شدي مثل يك قمار باز بازنده، ديروز هوا باراني بود مانند دل من، ابري گسترده و خاكستري داشت، خوب هوايي بود، من عاشق خاكستري هستم مخصوصا ابرهاي يكدست و كاملا پوشاننده با توناليته ايكه تمام رنگهاي خاكستري را شامل شود، ديروز غروب دقيقا اين شكلي بودم، تو كه نميدانستي من بايد براي هميشه بروم از اين نظر خيلي خوشحالم و شاد آنچنان كه اين تصميم باعث تغييراتي عمده گرديده است، تغييراتي اساسي، ديگر برايم مهم نيست كه باشي يا نباشي، بگذار تقدير، دستان مرا از دستان تو براي هميشه جدا كند، بگذار كلام آخر من و تو در هواي بيماري نگران كننده ي من پرسه بزند، بگذار فاصله بيفتد تا بتوانيم به يكديگر با دقت نگاه كنيم، بگذار اين كسالت مزمن مرا از پاي در آورد، بگذار تا ديگر نبينمت تا بهترين خاطره ام از تو به چند سال گذشته برگردد آنگاه كه مهرباني، قيمتي تر از اتومبيل زير پاي تو بود و به آفت سوداگري دچار نشده بودي، بگذار من آرامش را در كنار تو، در امواج تنفس داغ تو تجربه كنم، چرا من هميشه از تو ترسيده ام؟ خسته نشدي از كارهاي خلاف عرف و نامرسوم؟ تو اصلا كجا ميخواهي بروي؟ فراموش نكن دريا از كودكي آرامشي ابدي را ارمغانم مي آورد، آرامشي كه تو از من دريغ ميكردي، من در كجاي تو ايستاده بودم؟ يك جاي دنج و كوچك براي دل فسقلي من در وسعت قلب تو نبود، من جايي نداشتم، تو به روز من مي افتي، امكان ندارد، من مثل تو نيستم، من نگران تو هستم، تو نگراني؟ زندگي براي من تنها يك خاطره است، تو هم يك خاطره ايي گاه كمرنگ گاه پر رنگ، تو بايد هميشه مواظب باشي اتفاق بدي براي تو نيفتد، من به روز واقعه نزديك ميشوم و هميشه اتفاق بي اطلاع و آگاهي ما سرزده مي آيد و ميگذرد، زماني كه دير شد، مهرباني ارمغاني كهنه و مبتذل ميشود كه ديگر براي سهراب ارزشي چون نوشدارو را دارد كه بود و نبودش نتيجه ايي يكسان دارد، گذشته از ديروز، تو ديگر يك قصه خوانده شده هستي كه در ورق هاي كتاب به اسارتي ابدي تن داده ايي و اين تنها پايان براي تو بود، اين تقدير شوم را گريزي نيست و من ترا به راحتي يك عطسه از ياد خواهم برد حتي اگر ديروز نميآمدي چه حال كه آمدي، تفاوتي نكرده است. * پايان


یه نیمكت تنها
یه شعله ی خاموش
یه لحظه یك رویا
منو تو در آغوش
یه یادگار از عشق
رو تنه درخت پیر
یه قصه ی كوتاه
ای وای از این تقدیر
بگو منو كم داری بگو
بگو كمی غم داری بگو
بگو تو هم بی قراری
یه لحظه آروم نداری
مثه یه ابر بهاری
بگو كه هر شب می باری
بگو دلت برام تنگ شده
همون دلی كه می گن از سنگ شده
بگو دیگه طاقت نداری
اشك توی چشمام میاری
بگو منو كم داری بگو
بگو كمی غم داری بگو
بگو كه نامه هامو خوندی
بگو برام دل سوزوندی
هق هقه گریمو شنیدی
بگو كه اشكامو دیدی
بگو دلت برام تنگ شده
همون دلی كه میگن از سنگ شده
بگو دیگه طاقت نداری
اشك توی چشمام بیاری
بگو منو كم داری بگو
بگو كمی غم داری بگو
بگو منو كم داری بگو
بگو كمی غم داری بگو
    


یه شب خوب تو آسمون

یه ستاره چشمک زنون

خندید و گفت کنارتم

تا آخرش ، تا پای جون

ستاره ی قشنگی بود

آروم و ناز و مهربون

ستاره شد عشق منو

منم شدم ، عاشق اون

اما زیاد طول نکشید

عشق منو ستاره جون

ابره اومد ستاره رو

دزدید و برد نامهربون

حالا شبا با یاد اون

زل میزنم به آسمون

دلم میخواد داد بزنم

این بود قول و قرارمون؟

به امید روزی که همه ی ابرا برن و آسمون دلمون پر ستاره باشه


 

نارفیق

 

در جواب نامه تو نارفیق از تو گذشتم از تو که شد با تو اغاز لحظه

 

لحظه سرگذشتم

 

رفتی اما کردی یادم اخه یار باوفاتم واسه فهمیدن حرفات منو کم داری

 

فداتم تنهایی...

 

 

دستای مابا دست هم شداشنا با هم  تپید قلبهای ما... اما شدیم از هم

 

جدا بگو اخه چرا با نگاه مهربونت قفل قلبمو

 

تو بستی؟

 

ساز تو تار دلم بود زدی تارمو شکستی

 

واسه ویرون شدن ما میزدی تیشه دو دستی باورت نمیشه اما

 

خودت عهدو شکستی

 

حالا اینجا تک وتنها پر پر گذشته هاتم نارفیقانه بریدی ولی من هنوز

 

باهاتم هرکدوم

 

تنهای تنها

 

هرکدوم یه جای دنیا جای تو خالیه اینجا جای من خالی نیست

 

اونجا...


ای کاش بارون بودم تا غبار غم هایت را

 

می شستم

 

ای کاش نسیم بودم تا صورتت را

 

نوازش میکردم

 

ای کاش گل بودم تا یکی از غنچه هامو

 

بهت هدیه میدادم

 

اما افسوس

 

نه بارانم

 

نه نسیم

 

نه گل

 

 اما هرچه که هستم

 

 دوستت دارم

 

 

عشق طرح ساده لبخند ماست معنی لبخند ما پیوند ماست

 

 عشق را با دست های مهربان هر که قسمت می کند مانند ماست

 

عشق یعنی اینکه ما باور کنیم یک دل دیگر ارادتمندماست

 

 دوستی همسایه ی نزدیک ماست

 

مهربانی نیز خویشاوند ماست

 

 شرح مبسوط زیان و سود عشق

 

 چشم غمگین و دل خرسند ماست

 

گرچه ما خود را نصیحت می کنیم

 

 عشق اما بی خیال پند ماست

 

 دست خوبت را به دست من بده

 

 دستهای ما پل پیوند ماست

 


 

 

 

فاصله

 

فاصله هامو حتی اشک رو چشامو دیگه فایده ای نداره

نداره

نداره

نداره

بی کسی هامو غربت توی صدامو

هیچ کسی باور نداره

نداره

نداره

نداره

تنهایی من دیگه پایانی نداره

ویرونه ی دل سروسامونی نداره

باید بمونم تا همیشه تک و تنها

همیشه این دل پیشه بازیچه ی غمها

پیشه بازیچه ی غمها...!


       

خوش به حال گیاهان که عاشق نورند

 

میرم جلوی پنجره میشینم

چراغ اتاق خاموشه

همه جا تاریکه

تاریکی مطلق

تاریکی بهم آرامش میده

بیرون و نگاه میکنم

چراغا روشنن

پنجره های رنگارنگ

زل میزنم به خونه ها

چقد آدم دارن زندگی میکنن

خیلی زیاد

همینجور به بیرون زل میزنم

بعضیا روشن

بعضیا خاموش

روشن ینی هستن

خاموش ینی نیستن

ینی وجود ندارن

شایدم باشن

مثله من

ولی نخوان بودنشون و ثبت کنن

با چراغ با روشنایی

روشنایی یه حسه

یه امید برای زندگی

یه حس یرای دیدن

برای شناختن

آروم آروم از کنار پنجره میام کنار

چراغو خامووو

نه!

خاموش هست

نیازی نیست موقع بیرون رفتن خاموشش کنم

میرم بیرون

درو میبندم

میذارم همه چی مثله اولش باشه


کمکم کن ای عشق که چشم انتظارم هيچ ارزويی جز تو ندارم

کمکم کن ای عشق ...

عاشقم کن ... عاشق صدام کن ... عاشق نگام کن...

اسمت چه قدر قشنگه ...دل ادم با اسمت ميلرزه

يه عمره دل حال و هوات و کرده...روز رسيدنت عشق اغاز راه منه

اگر عشق نباشه ... دنيا پوچ و بی مفهومه

چه فايده داره ادم ...بدون عشق بمونه

هر چه دارم من ... از تو دارم ای عشق

داروندارم تويی ... من غم ندارم

بزار عاشق بمونم ... بزار عاشق بخونم

منو قربونی خودت کن ای عشق

من تو رو دارم ... تو زندگيم غم تو رو دارم

تويی تو زندگيم دارو ندارم

برس به دادم ای عشق ... ای ارزوی محال

برس به دادم ... ای تمام تاروپود اين تن بی جان

کمکم کن نزار بميرم ... بزار زنده باشم ... دستاتو بگيرم

کمکم کن ای عشق ...

اگر عشق نباشه ... دل ها سر گردونه ...چه فايده داره دنيا... زندگی زهر و ننگه

هر چه دارم من از تو دارم ... ميخوام رو سينت من سر بزارم...


 دیگه چی بگم

 

باز دوباره نصفه شب شد ..... همه خوابیدن دوباره .

منم و تاریکی شب اسمون پر ستاره .

حالا دنیا ساکته عین من و تو

فاصله قد یه دنیاست بین من و تو

این شبو صدای خستم . اروم و غمگین می خونه

توی گوشم میگه دنیا . میگه اینجور نمی مونه

ادما میان و میرن همشون عین مسافر

مثل ماه پشت ابرا گاهی پنهون گاهی ظاهر

اما این دل شکسته خیلی باوفاست عزیزم

مثل یه سنگ صبوره خیلی بی ریاست عزیزم

می دونی صدا می مونه تا ابد تا بی نهایت

مثل تو ....... تو خاطر من موندنی تا به قیامت

 

 

عشق يعنی رازقي٬ يعنی نسيم

عشق يعنی مست گشتن از شميم

عشق يعنی آفتاب بی غروب

عشق يعنی آسمان٬ يعنی فروغ

عشق يعنی آرزو٬ يعنی اميد

عشق يعنی روشنی٬ يعنی سپيد

عشق يعنی غوطه خوردن بين دو موج

عشق يعنی رد شدن از مرز اوج

عشق يعنی از سپيده تا سحر

عشق يعنی  پا نهادن در خطر

عشق يعنی لحظه لحظه ديدار يار

عشق يعنی دست در دستِ نگار

عشق يعنی عقل شد مدهوش تو

عشق يعنی لحظه لحظه بی قرار

عشق يعنی صبر٬ يعنی انتظار

عشق يعنی اشتياق و انتظار

عشق يعنی دلهوره٬ يعنی شتاب

عشق يعنی اشک٬ يعنی عاطفه

عشق يعنی يادگاری٬ خاطره

عشق يعنی لايق مريم شدن

عشق يعنی با خدا همدم شدن

عشق يعنی جام لبريز از شراب

عشق يعنی خواستن

له له زدن

عشق يعنی خواستن

پر پر زدن

عشق يعنی سال های عمر سخت

عشق يعنی زهر شيرين٬ بخت تلخ

عشق يعنی با خدايا ساختن

عشق يعنی چون هميشه باختن


چقدر سخته انتظار


چقدر سخته ثانيه ها رو شمردن


چقدر سخته منتظر موندن کسي


که به يادت نيست

بعضی از دوستان میگن بسه دیگه

دیگه دست بردار اون دیگه نمیاد

ولی من چشم انتظارتم

 

 

آخه تا کي بکشم منت چشماي تورو
بذارم به پاي چي وعده بيجاي تورو

يه روز آفتابي مي شي يه روزي ام ابري وسرد

کدومو باور کنم،گرما يا سرماي تورو

اين همه ميان سراغم به هواي عاشقي

من يادم مي ياد فقط چشماي زيباي تورو

چرا هر کسي رو دوست داري،تورو دوست نداره
نميدم حتي به کس تلخي حرفهاي تورو
دلاي دريايي شونو به رخ من ميکشن
نميدم به هيچکدوم يه موج درياي تورو
تا يادم نرفته يک بار ديگه واست بگم
من نميدم به کسي تا عمر دارم جاي تورو

 


دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه
گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم
=======================
براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو
=======================
عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز
=======================
به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي
=======================
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن
=======================
روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم
=======================
آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست.
=======================
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم
=====================
خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند
======================
هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار موي گلي مثل تو
======================
هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند
بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم
=======================
خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش مي‌دوي پرواز مي‌كنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه
======================
من همه ي قصه هام قصه ي توست اگه غمگينه اونم از غصه ي توست
=======================
سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا
=======================
تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگرروزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم
=======================
طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه
=======================
اگرکسي واقعا کسي رو دوست داشته باشد بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش
=======================
وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن
=======================
عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد
=======================
اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست مبين به چشم دشمن ما را
رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني
======================
تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست
======================
عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کليدي باز شود
======================
مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم
=====================
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی
=====================
غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر
=====================
زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم !!!
=====================
گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو
=====================
گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند
=====================
تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است
=====================
هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را ...................................................................................................................                      
عشق را دوسیت دارم
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم
-----------------------------------------------
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند
-------------------------------------------
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند.
----------------------------------------------
شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعنی همين! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همين!! ........................................................................................................................ 

               نامه ی یک مرد برای همسرش :براي همه لحظات جادويي متشكرم ! متشكرم
براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.
براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.
براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.
براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.
براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.
براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.
براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.
براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.
براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي.
به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه :
لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم "
آغوش من هميشه براي تو باز است.
هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم.
هميشه پشتيبانت هستم.
من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود.
فقط كافي است چيزي از من بخواهي ,
بلافاصله از آن تو خواهد شد.
مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.
من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من هستي.
در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي.
هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم.
همين الان در فكر تو هستم.
تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه لبخند بر لب داري.
من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ است.
هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب كن.
من هنوز در چشمانت گم شده هستم.
تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري.


عشق يعني ظرفي از بلور..عشق يعني ذره اي از جنس نور...عشق يعني ديده اي بر هم زدن...عشق يعني در هوايش پر زدن...عشق يعني يک تمنا يک نياز...عشق يعني عالمي راز و نياز...عشق يعني آشتي در عمق جان...عشق يعني درد پيدا را نهان...عشق يعني سيب سرخي در قفس...عشق يعني ديدن يک همنفس....عشق يعني گفتگو با يک زبان....عشق يعني زندگي با يک روان...عشق يعني لحظه هاي بي قرار...عشق يعني يک نگاه و يک فرار

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                                    عشق يعنی ...                           شدن

ساختن                                                                                    عشق

دل                                                                                   يعني